|
مردان خدا پرده پندار دریدند و با حماسه خود، نقاب از چهره دروغگویان و نیرنگ بازان سعودی برکشیدند. اگر شیعیان مظلوم در صعده رسانه ندارند تا مظلومیت مردم بی پناهشان را و حماسه رزمندگانشان را به جهانیان نشان دهند، ما همگی رسانه آنان هستیم تا صدای آنان را به گوش دیگران برسانیم. وبلاگ ها، سایتهای خبری، بیانیه ها، مصاحبه ها، فریادها در مقابل سفارت یمن و سعودی در تهران، مشهد، آنکارا و استانبول، تریبونهای نماز جمعه، دانشگاه ها و حوزه های علمیه، همه و همه رسانه مظلومان شدند. شیعیان یمن، امروز دیگر تنها نیستند. اکنون ناظران سیاسی و نظامی، ناباورانه این واقعیت را پذیرفته اند که شیعیان در این منطقه حساس از خاورمیانه، در حال ابراز وجود هستند. در طول پنج سال گذشته، ارتش یمن در مقابل جوانان شیعه زمینگیر شده است و امروز ارتش مجهز سعودی، حیثیت نظامی خود را برباد رفته می بیند. در سه هفته گذشته، سعودی ها از طریق رسانه های پرتعداد خود در خاورمیانه و جهان، هر روز اعلام می کردند که فلان تعداد از عناصر الحوثی را کشته و یا فلان تعدادشان را به اسارت گرفته اند. در حالیکه هیچگونه تصویری برای اثبات ادعاهای خود منتشر نکردند. بعدا معلوم شد که در مصاف ارتش سعودی، هیچیک از یاران الحوثی به اسارت درنیامده و یا کشته نشده است. بلکه تعدادی از مردم روستاهای منطقه و یا پناهندگان سومالیایی، کشته و یا دستگیر شده بودند. سعودی ها همچنین تلفات و خسارتهای خود را کتمان می کنند. تنها خبری که اعلام کرده اند مفقود شدن ۹ تن از سرابازان ارتش سعودی بوده است. در یکی دو روز گذشته به دروغ اعلام کردند که یاران الحوثی را شکست داده و کوهستانهای مرزی بین یمن و عربستان را پاکسازی کرده اند. اما در مقابل، دفتر الحوثی اعلام کرد که ارتش سعودی بجز بمباران هوایی و موشک باران، هیچگونه حرکت نظامی در میدانهای نبرد نداشته است. قطعه فیلمهایی که توسط دفتر الحوثی منتشر شده نشان می دهد تعدادی از افسران و سربازان ارتش سعودی به اسارت درآمده اند. حتی برخی از اسرای مجروح به خوبی مورد معالجه قرار گرفته اند (فیلم: اسرای مجروح سعودی). همچنین فیلمهای دیگر نشان دهنده آنستکه غنایم بسیاری از ارتش سعودی بدست یاران الحوثی افتاده است. (فیلم ۱ و فیلم ۲: غنیمتهای بدست آمده از ارتش سعودی) تحلیلگران سیاسی و نظامی، انگشت به دهان مانده و توانایی تفسیر این رویدادها را ندارند. همه سکوت کرده اند. برتری نظامی یاران الحوثی، در میدانهای نبرد قابل انکار نیست. اما شگفتی جدید این حماسه سازان گمنام، به غنیمت گرفتن چند دستگاه تانک و نفربر زرهی از ارتش سعودی است. این غنایم در منطقه جبل المدود (در نزدیکی جبل الدخان) بدست آمده، همان منطقه ای که سعودی ها ادعا کردند یاران الحوثی را شکست داده و بر آن مسلط شده اند. (فیلم: تانک و نفربرهای زرهی غنیمتی) و شعار معروف یاران الحوثی (الله اکبر، الموت لأمریکا، الموت لاسرائیل و...) همان شعاری که آغازگر نهضت شیعیان در یمن بود، بر روی قطعه پارچه ای، همچون پرچم این جنبش، در حال اهتزاز است. همان شعاری که حاکمان یمن تحمل شنیدنش را در صنعاء نداشتند اکنون بر فراز بلندترین قله های شبه جزیره عربستان طنین افکن شده است. پیروزی نظامی، تغییرات سیاسی به دنبال خواهد داشت. پیروزی تان خجسته باد.
+ نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 2:17  توسط محمود پيربداغي
|
همانگونه که مستحضرید، افزون بر یکصد هزار نفر از مردم بی دفاع در کوهستانهای صعده آواره هستند و از حداقل مایحتاج زندگی محرومند. در این میان کودکان، زنان و سالمندان بیشتر در معرض آسیب قرار دارند. در پیش بودن فصل سرما، عرصه را بر این عزیزان تنگ تر کرده است. شرایط جنگی استان صعده نیز امکان فعالیت خود مردم را بشدت کاهش داده است. از طریق صلیب سرخ و هلال احمر فعالیتهای مختصری صورت گرفته که بنابر گزارش مسئولان این سازمانها، تنها پنج درصد از آوارگان موفق به دریافت کمک شده اند. این سازمانها هشدار داده اند که در استان صعده بحران انسانی وجود دارد. باخبر شدیم گروهی از علاقمندان به شیعیان مظلوم صعده که در خارج از کشور مقیم هستند، قصد دارند وضعیت بحرانی آوارگان را از طریق سازمانها و مجامع بین المللی پیگیری کنند. دو هدف از این فعالیت درنظر است: ۱- اطلاع رسانی دقیقتر و شفافتر به سازمانهای فعال در زمینه حقوق بشر ۲- ترغیب و تشویق سازمانهای امدادرسان بین المللی جهت فعالیت بیشتر در این زمینه لذا در صورتی که علاقمندان محترم، از اخبار و فیلمهای منتشر شده در اینترنت، گزارش مستندی (مولتی مدیا) به زبانهای فارسی، انگلیسی و یا عربی تهیه کرده اند تقاضا می شود جهت هماهنگی لازم، اطلاع دهند. شایان ذکر است، به دلیل فقر شدید، محدودیت تردد به یمن و استان صعده، و همچنین مانع تراشی و خباثتهای دولت یمن، امکان فعالیت برای خود شیعیان به حداقل رسیده است. اعمال فشار به دولت یمن و عربستان، از طریق NGO ها و سازمانهای بین المللی راه حلی است که برای این منظور درنظر گرفته شده است. این حداقل کاری است که می توانیم برای کاهش آلام و رنجهای آن عزیزان انجام دهیم.
+ نوشته شده در دوشنبه 9 آذر1388ساعت 7:54  توسط محمود پيربداغي
|
پیوندهای تاریخی و فرهنگی ایران و یمن، محکم تر از آن است که با اراده حکومت فعلی یمن و یا عربستان سعودی، از هم گسسته شود. حتی بعد مسافت، نتوانست مانع از سفر یا مهاجرت یمنی ها به ایران و همینطور عزیمت ایرانیان به یمن شود. در قرن اول هجری دو قبیله یمنی به ایران مهاجرت کردند (کتاب تاریخ تشیع در ایران، تالیف رسول جعفریان) در ادبیات فارسی هم، عبارتهایی همچون عقیق یمنی، سهیل یمانی، نگار یمنی و... به فراوانی دیده می شود. اما ایرانیان دو مرتبه حضور تأثیرگذار در تاریخ یمن داشته اند. برخی از شخصیتهای ایرانی نیز بصورت انفرادی به آن دیار سفر کرده اند از جمله دانشمند ایرانی فیروزآبادی صاحب قاموس المحیط که در قرن هشتم هجری به آنجا رفت و از سوی حاکم وقت یمن به سمت مفتی نائل آمد و پس از ۱۰ سال زندگی، دار فانی را وداع گفت و در شهر زبید واقع در ساحل دریای سرخ مدفون گشت. مرتبه اول حضور ایرانیان در یمن: چند دهه قبل از اسلام، زمانی که پادشاه ساسانی ایران، لشگری را به درخواست سیف بن ذی یزن حاکم یمن، به آن سرزمین اعزام کرد. سپاه ساسانی به فرماندهی وهرز، پس از جنگ با حبشی های متجاوز و اخراج آنان از یمن، در همان جا رحل اقامت افکنده و با همسران یمنی ازدواج کردند. فرزندانشان به ابناء الفرس معروف شدند. اکنون در بنی حشیش نزدیک صنعاء، دو روستا با نام ابناء و فرس وجود دارد و نام خانوادگی مردم این دو روستا الجیلانی (گیلانی) است. هنگام بعثت رسول گرامی اسلام (ص) حاکم یمن، ایرانی زاده ای به نام باذان بود. با سفر امام علی (ع) به صنعاء و دعوت اهل یمن به دین اسلام، باذان مسلمان شد و سپس بقیه مردم و قبایل صنعاء بدون جنگ و خونریزی اسلام آوردند. آنگاه باذان، باغ خود را به پیامبر (ص) هدیه کرد. پیامبر رحمت نیز آن باغ را وقف مسجد نمود. اکنون جامع الکبیر صنعاء یکی از مساجد تاریخی جهان اسلام، در وسط صنعای قدیمه قرار دارد. بنظر شما در آن زمان، ایران ساسانی چه منافعی در سرزمین یمن داشته است؟ مرتبه دوم حضور ایرانیان در یمن: قرن سوم هجری، یحیی بن الحسین ملقب به الهادی، موسس امامت زیدیه در یمن، به همراه حدود ۸۰۰ تن از یاران ایرانی اش از دیلم و طبرستان، بسوی صعده رهسپار شد. قبایل همدان، خولان و بکیل با او بیعت کردند و اولین حکومت شیعی در یمن پایه گذاری شد. اکنون امام زیدی، یحیی بن الحسین در جامع الهادی صعده مدفون است و قبرش زیارتگاه شیعیان. یاران ایرانی او نیز در قطعه زمینی به نام مقبره طبریون در کنار حرم او آرمیده اند. پس از یحیی بن الحسین، امامان زیدی ۱۱ قرن در سرزمین یمن حکومت کردند. ایرانی ها در اسلام آوردن مردم یمن و گرایش ایشان به مذهب تشیع، نقش موثر و بسزایی داشته اند. چه بلند نظر و بلند همت بودند ایرانیانی که در زمانهای قدیم، رنج سفر به جان خریدند و بدون امکانات، چنین مسافت طولانی تا جنوب شبه جزیره را پیمودند و تاریخ آن کشور را تغییر دادند. آفرین بر این همت مردانه و روح بزرگشان.
+ نوشته شده در دوشنبه 9 آذر1388ساعت 4:23  توسط محمود پيربداغي
|
جنبش شیعیان یمن، در پنج سال گذشته، روند رو به رشدی داشته است. نگاهی گذرا به حوادث پنج سال گذشته نشان می دهد مقاومت شیعیان به رهبری عبدالملک الحوثی، از نظر کمی و کیفی وضعیت به مراتب بهتری نسبت به آغاز درگیری ها پیدا کرده است. از نظر جغرافیایی، جنگ اول تا سوم داخل استان صعده محدود بود ولی جنگ چهارم و پنجم به خارج از استان کشیده شد و در جنگ ششم از مرزهای یمن عبور کرد. عربستان سعودی وارد معرکه شده و نیروهایی از دیگر کشورهای عربی نیز عربستان را در این جنگ یاری می دهند. از نظر نیروی انسانی، یاران الحوثی در جنگ اول ۳۰۰ نفر، جنگ دوم حدود ۵۰۰ نفر، جنگ سوم حدود ۸۰۰ نفر، جنگ چهارم حدود ۲ هزار نفر، جنگ پنجم حدود ۱۰ هزار بودند و اکنون در جنگ ششم گفته می شود حداقل ۲۰ هزار نفر و حداکثر ۵۰ هزار نفر از جوانان شیعه، سازماندهی شده اند. تا به اینجا، رزمندگان مقاومت شیعی، مقتدرانه ایستادگی کرده اند. اکنون برای همه ثابت شده که حذف شدنی نیستند. در حال حاضر جنگ صعده، ابعاد منطقه ای و بین المللی بخود گرفته چرا که امنیت عربستان سعودی و شبه جزیره، در معرض تهدید جدی واقع شده و چنانچه روند جنگ از سوی قدرتهای منطقه ای و بین المللی، مدیریت و کنترل نشود، هیچ بعید نیست در ادامه ماجرا، شاهد گسترش دامنه جنگ به کشورهای دیگر باشیم. بویژه آنکه امنیت شبه جزیره عربستان، با امنیت خلیج فارس و دریای سرخ و خلاصه منطقه خاورمیانه گره خورده است. یاران الحوثی در دوماه اخیز موفق شده اند کنترل بیش از ۱۰۰ پایگاه نظامی ارتش در استان صعده را در دست گرفته و تمام سلاح و تجهیزات نظامی این پایگاهها را به غنیمت بگیرند. علاوه بر این، غنیمتهای بسیاری هم از سعودی ها بدست آورده اند (فیلم) و از نظر تسلیحاتی خیلی قوی تر از سالهای گذشته شده اند. لذا در صورت ادامه دار بودن جنگ در صعده، شیعیان توان مقاومت برای زمانهای طولانی را دارند. هم اکنون، تلاشهایی از سوی برخی میانجیگران در حال انجام است. وساطت ها چه از سوی علما و شیوخ یمن و چه از سوی کشورهای دیگر همچون قطر، تاکنون بی ثمر و بی نتیجه بوده است. زیرا هدف سعودی و دولت یمن، نابودی و سرکوبی جنبش الحوثی بوده است و چنانچه دم از وساطت بزنند قصدشان این است به اهدافی که از طریق جنگ نرسیده اند بوسیله وساطت برسند. یعنی توقع دارند یاران الحوثی، بر سر میز مذاکره بنشینند و تعهد نمایند که سلاحهای خود را تحویل بدهند و پس از خلع سلاح، ارتش یمن با خیال راحت، همه آنها را دستگیر و زندانی کند و یا به قتل برساند. ماجرای نیرنگ در سوء استفاده از وساطت علما در جنگ اول را حتما شنیده اید که منجر به شهادت حسین بدرالدین الحوثی شد. و یا اعضای کمیته وساطت در جنگ چهارم و پنجم که هم اکنون در زندانهای صنعاء بسر می برند. بگذریم از اینکه، در خاورمیانه همه توقع داشتند عربستان سعودی، میان دولت یمن و گروه الحوثی میانجیگری کند. اما سعودی ها نه تنها میانجیگری نکردند بلکه وساطت قطر را هم عقیم کردند. با حمله ارتش سعودی به استان صعده، برای همگان آشکار شد که کارفرما و سرمایه گذار اصلی جنگ علیه شیعیان، خود سعودی بوده است. اکنون ارباب به میدان آمده است. ارتش سعودی پس از سه هفته کارزاری که جز خواری و ذلت برایش نداشت، اکنون به دنبال مفری برای خروج آبرومندانه از این بحران خودساخته است. احتمالا در اخباری دروغین، بازپس گیری و یا پاکسازی کوهستانهای مرزی را اعلام خواهند کرد. به این خبر دقت کنید: (لینک خبر) و تکذیب خبر توسط دفتر الحوثی که می گوید در یکی دو روز گذشته هیچگونه حمله نظامی زمینی در منطقه از سوی سعودی ها انجام نشده است: (لینک خبر). احتمالا پس از این پیروزی توهمی، سعودی ها پایان جنگ را از سوی خود اعلام خواهند کرد. داستانی که علی عبدالله صالح در پنج دوره قبلی، پس از ناتوانی در مقابل یاران الحوثی، تکرار کرده است. همه جریانهای سیاسی داخل و خارج یمن، بر این نکته تاکید دارند که جنگ، راه حل مناسبی برای پایان دادن به این بحران نیست. حتی عبدالملک الحوثی و سخنگویش در بیانیه های متعدد، اعلام کرده اند که برای گفتگو آمادگی دارند. این نشان می دهد علیرغم برتری شان در میدان نبرد، جنگ طلب نیستند. پرواضح است وساطتی که بدنبال خلع سلاح گروه الحوثی باشد باز هم به نتیجه نمی رسد. تنها راه پایان جنگ در صعده به رسمیت شناختن حقوق شیعیان زیدی توسط دولت یمن و اعطای آزادی های مذهبی و مدنی به آنان در مناطق خود می باشد. بدیهی است در فضایی آرام، شیعیان یمن با پشتوانه فکری و فرهنگی و برخورداری از میراث گرانقدر شیعی، مراحل رشد و بالندگی را به سرعت طی خواهند کرد. از طرفی تجربه شیعیان در ایران، لبنان و عراق، افقهای روشنی را پیش روی آنان قرار داده است. خصوصا آنکه شیعیان زیدی تجربه ۱۱ قرن حکومت را در این سرزمین پاک (البلد الطیب/سوره الاعراف آیه ۵۸) داشته اند. خلاصه آنکه دوران انزوای شیعه در یمن به پایان رسیده و سادات و شیعیان یمن در مسیر رشد و تکامل قرار گرفته اند. جنگ یا صلح، نتیجه یکی است: حضور پرقدرت شیعه در جنوب شبه جزیره عربستان. هضم این واقعیت برای سعودی ها کمتر از مرگ نیست. این واقعیتی است که پذیرش آن برای همه از جمله دولت یمن غیرممکن است. اگر سعودی و دولت یمن، راه جنگ را در پیش بگیرند ناخواسته به تحقق این روند سرعت بیشتری می دهند و آینده سختی را برای خود ترسیم خواهند کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 3:4  توسط محمود پيربداغي
|
در حالیکه مسلمانان جهان عید سعید قربان را جشن می گیرند و حجاج بیت الله الحرام مناسک حج خود را بجا می آورند، هواپیماهای دو ارتش سعودی و یمن، سادات و شیعیان مظلوم در استان صعده را قربانی اهداف شوم خود می کنند. بنابر گزارش دفتر عبدالملک الحوثی، امروز جمعه مصادف با عید سعید قربان (بر اساس تقویم محلی)، هواپیماهای ارتش سعودی روستاهای فوط در منطقه کوهستانی ساقین را بمباران کرده و جمعی از مردم بی دفاع را به خاک و خون کشیده اند. سعودی ها که اعلام کرده بودند وارد خاک یمن نشده و فقط قصد دارند جلوی تجاوز رزمندگان الحوثی به خاک سعودی! را بگیرند، معلوم نیست کشتار مردم بی دفاع را در کوهستانهایی که یکصد کیلومتر با مرز فاصله دارند، چگونه توجیه خواهند کرد؟ همچنین هواپیماهای ارتش یمن مناطق ضحیان و العند را نیز هدف قرار دادند. بر اساس این گزارش بمباران هوایی سعودی ها ادامه دارد و روستاهای مناطق الملاحیط، شدا، حیدان و ساقین همچنان زیر آتش قرار دارند. در تحولی جدید، یاران الحوثی از سلاحهای سنگین غنیمتی، در مقابل ارتش عربستان سعودی استفاده کردند. در قطعه فیلم منتشر شده (لینک)، یک قبضه توپ ضد هوایی و یک دستگاه تانک در میدانهای نبرد مقابل متجاوزان سعودی بکار گرفته شده است. رزمندگان جنبش الحوثی که تا دیروز فقط سلاحهای سبک و نیمه سنگین در اختیار داشتند، براحتی ارتش یمن و ارتش سعودی را در چند محور زمینگیر کرده بودند. اما اکنون به لطف خداوند متعال، جوانان شیعه قادرند برای مدتهای طولانی در جنگ علیه ظالمان، مقتدرانه ایستادگی و مقاومت کنند. این اقدام ارزش استراتژیک بسیار بالایی در جنگ دارد. حداقل فایده اش این است که توازن وحشت را برقرار می سازد. راستی آیا این تانکها و سلاحهای سنگین هم از سوی ایران برای آنان ارسال شده است؟ دوستانی که علاقمندند اطلاعات دقیق تری از جنگ صعده بدست بیاورند مطالعه این گزارش را به آنان توصیه می کنیم: السعودیة والحرب العقیمة علی الحوثیین !!! این گزارش، مصاحبه نشریه السفیر لبنان با فواد ابراهیم، کارشناسی از عربستان سعودی است.
+ نوشته شده در جمعه 6 آذر1388ساعت 11:0  توسط محمود پيربداغي
|
در ایران، جریانی خاص تحلیلشان این بوده و هست که رئیس جمهور یمن همانند حافظ اسد یا بشار اسد می تواند متحد ایران باشد. ایشان برای اثبات این نظریه، دوستان واقعی انقلاب اسلامی را فدای یک دوستی خیالی با علی عبدالله صالح کردند. مبنای تحلیلشان هم این است که اگر علی عبدالله صالح نباشد سلفی ها و حامیانشان در یمن به قدرت می رسند. غافل از اینکه سعودی ها در یمن فعال ما یشاء هستند و حوادث اخیر نشان داد که بود و نبود علی عبدالله صالح، فرقی به حال ما نمی کند و میزان نفوذ سلفی ها در حکومت و جامعه یمن، به وجود حاکم فعلی ربطی ندارد. اما علت پیدایش این تحلیل در ایران چه بوده است؟ واقعیت آن است که سعودی ها در شبه جزیره ارباب و کدخدا هستند و دولت یمن نوکر و دست نشانده است. ما بدون هماهنگی با ارباب، سراغ نوکر رفتیم و خواستیم اموراتمان را در یمن پیش ببریم ولی کارمان به جایی رسید که دیروز یک مشت یمنی قات خور بی سر و پا، جلوی سفارت ایران در صنعاء جمع شدند و تعطیلی سفارت و اخراج سفیر ایران را شعار دادند. خلاصه خیابان ایران، درمانگاه و بیمارستان ایرانی و کرسی زبان فارسی و ... و حضور رسمی ایران و ایرانی ها در یمن یک شبه رفت هوا. البته ممکن است تحت شرایطی (مثلا یک کودتای سلفی در ارتش: مانند این خبر)، علی عبدالله صالح دست کمک بسوی ایران دراز کند. او خودش هم فهمیده که تاریخ مصرفش تمام شده لذا آخرین قمار خود را در جنگ صعده بازی می کند. در جنگ ششم از علی محسن الاحمر خبری در رسانه ها منتشر نشده است. انگار علی محسن و طیف سلفی مسلک ارتش، علی عبدالله صالح و پسرش را در جنگ صعده تنها گذاشته اند تا شکستهای نظامی در مقابل یاران الحوثی، پایه های حکومت صنعاء را سست کند و زمینه های حذف این مهره سوخته فراهم شود. در حال حاضر مقر ریاست جمهوری در صنعاء توسط ۶۰ هزار نیروی نظامی حراست می شود. نتیجه: برای حضور در یمن باید با کدخدا یعنی عربستان سعودی هماهنگ باشیم. البته راه دیگری هم وجود دارد که از صعده می گذرد ولی از دایره درک و فهم ما خارج است. چون: اسرار یمن را نه تو دانی و نه من
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 13:30  توسط محمود پيربداغي
|
خبر رجانیوز: آخرین تحلیل های افشاگرانه از جنگ یمن
تحلیل ارائه شده توسط آقای طائب، مستدل و مستند به واقعیات موجود نیست. اتفاقا اینگونه تحلیلها، ناخواسته در راستای اهداف وهابیت و آل سعود است یعنی شیعیان مظلوم صعده را از دایره مذهب تشیع جدا کنیم و آنها را به حال خود رها سازیم. البته در عمل آنها را در این پنج سال جنگ به حال خود رها ساخته ایم. در حالی که یکی از بزرگان فرموده است: شیعیان زیدی، ایتام آل محمد (ص) هستند.
در پست قبل، به یکی از منابع تاریخی زیدیه اشاره کردیم که ۱۲ امام ما را به عنوان امام خود قبول دارند، حالا آقای طائب می گوید که اینها زیدی مسلک هستند و شیعه نیستند. بهتر بود سند یا مدرک معتبری هم مبنی بر شیعه نبودن زیدیه، ارائه می کردند. بنابر استدلال ایشان، مگر سنی های غزه و فلسطین (که اتفاقا نسبت به مذهب شیعه اثنی عشری عناد هم دارند) ۱۲ امام ما را قبول دارند؟ یا شیعیان اثنی عشری پاراچنار، مگر ۱۲ امام را قبول نداشتند که به حال خود رها شدند؟ منشأ این تحلیلهای غیرواقعی، عدم آگاهی از مذهب زیدیه و بی توجهی به وضعیت شیعیان در صعده و سرپوش گذاشتن بر کوتاهی برخی سازمانها و نهادهاست که تاکنون نسبت به قضیه صعده، وظایف انسانی و مذهبی خود را انجام نداده اند. حالا مگر برای صعده، چه اقدام مهمی انجام داده ایم که با این تحلیل مثلا افشاگرانه، روند امور بسوی فلسطین بازگردانده شود؟ سادات و شیعیان صعده واقعا مظلوم هستند و جز عنایات خداوند متعال، به هیچ جای دیگری حتی ایران، چشم امید ندارند. الحمدلله وضعیت میدانی خوبی هم بدست آورده اند و در مقابل دو ارتش یمن و سعودی، مقاومت کرده اند. امروز برای اولین بار، یکی از تانکهای غنیمتی و یک قبضه توپ ضدهوایی را در مقابل سعودی ها بکار گرفتند که این اقدام ارزش استراتژیک بسیار بالایی در جنگ دارد. حداقل فایده اش این است که توازن وحشت را برقرار می سازد. امروز همه در مقابل امتحان الهی قرار گرفته ایم و الا جنبش الحوثی چشم امید به کمکهای ما ندارد. لذا وضعیت ما از دیدگاه بودن یا نبودن در عصر ظهور، معلوم است: ۱- اگر در عصر ظهور قرار نداشته باشیم، که حجت کافی برای توجه به امور ایتام آل محمد (ص) موجود است. ۲- اگر بنابر نظر برخی دوستان، در عصر ظهور قرار داشته باشیم، که وامصیبتا، این همه حدیث و روایت و تاکید بر یاری رساندن به یمانی و از طرفی رها کردن شیعیان یمن به حال خود، چه معنی خواهد داشت؟ اینجاست که مفهوم روایت: درفش یمانی از همه درفش ها هدایت یافته تر است، آشکار می شود. شیخ علی کورانی نیز درباره نظام ایرانی ها در عصر ظهور، تحلیل جالبی ارائه داده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 16:34  توسط محمود پيربداغي
|
|
|